يكشنبه، 18 خرداد 1399

همه مطالب

مقالات

مطالب موجود برای ' رمان زنانه'

با بوی جوی مولیان
رمان با صحنه گریز بهار از دست مردی آغاز می‌شود، از همان ابتدای اثر ما را با ناامنی که شخصیت دچار آن است درگیر می‌کند. روبرویی این شخصیت با این عدم امنیت را می‌توان در وجوه دیگر رمان دید. در واقع شخصیت هرگز آن گوشه امن، یا آن وادی که در آن احساس راحتی کند را نمی‌بیند. خانه برای او اگرچه جایی برای است...
پنجشنبه، 03 بهمن 1398 - 16:08
که پشتِ بوم نقاشی، هزاران درد دارم...*
دراین رمان با بهاری طرفیم که گویی یاد گرفته است بعد از رها شدن به خودش فرصت بدهد. آموخته است که برای بازیابی خودش گاهی باید از آدم‌ها فاصله بگیرد. او حتی پس از این سرخوردگی‌ها رجعت می‌کند به دامان خانواده و شهری که کوچک بود و کسل‌کننده؛ اما بهاری که رجعت می‌کند، بهاری نیست که هجرت کرده است. او صیرور...
شنبه، 02 آذر 1398 - 12:59
مهاجرت و باز، مهاجرت
بهار ساده است اما ابله نیست. آن چه پررنگ شدن سایه‌ی مرد را توجیه می‌کند، می‌تواند حضور همیشگی یک مرد کنار یک زن باشد. این حضور خوب است یا بد؟ این حضور همیشگی می‌تواند به معنای ایجاد یک ناامنی همیشگی باشد؟ در ناامنی‌های اجتماعی کدام یک برای دیگری خطرآفرین‌تر هستند؟ مردان برای زنان؟ یا زنان برای مردان...
یکشنبه، 19 آبان 1398 - 14:31
در ستایش بازگشت
بازگشت برای ساختن دوباره، برای بازسازی و به‌سازی، برای تجدید قوایی که منجر به ادامه مسیر زندگی می‌شود. بهار از پس همه‌ی محنت‌ها، زمانی که به این درک می‌رسد که نباید زخم‌ها را چسب زد و گاهی نیاز است چسپ را از روی زخم جدا کنی تا زخم التیام یابد. وقتی می‌فهمد که بودن دلیل بر سعادت نیست و گاهی نبودنِ کس...
چهارشنبه، 08 آبان 1398 - 14:08
روایت زنی غرق در سادگی و پاکی!
چرا تمام شخصیت های این کتاب خوبند؟ چرا اگرخواهرشوهرهای شوقی خانم انقدر مهربانند، گذاشت شان و رفت؟ چرا تمام موقعیت های داستان که می توانند نقطه عطفی در روایت باشند و خواننده را اندکی به خواندن داستان ترغیب کنند، زود ختم به خیر می شوند؟
ﺳﻪشنبه، 02 مهر 1398 - 14:39
«گفتگو» عنصر گمشده در جهان امروز!
«یک‌نویسندۀ زن هیچ‌گاه نمی‌تواند مردانه بنویسد، همان‌گونه که یک‌نویسندۀ مرد نمی‌تواند زنانه بنویسد. البته نوشتار زنانه با بحث فمینیستی فاصله دارد. همان‌طور که قبل‌تر گفته شد، این متن قضاوت‌گر است و قضاوت‌گری ایرادی برای متن به‌شمار می‌آید. زاویه‌دید ما به‌عنوان مخاطب اثر، محدود به بهار است. شا...
چهارشنبه، 30 مرداد 1398 - 16:37
یک نقاشی زنده از زنان ایرانی
اگر شما جزو آقایان خواننده هستید، خواندن این کتاب را خیلی بیشتر از خانم‌ها، به شما توصیه می‌کنم. چون اعظم عبدالهیان با قلم روان و روایت سرگرم‌کننده‌اش شما را با واقعیت‌های خیلی معمولی جامعه‌ی زنان آشنا می‌کند. واقعیت‌هایی چنان معمولی و رایج که شاید ما مردان به همین دلیل، از دیدن و لمس و قبول آنها خو...
یکشنبه، 23 تیر 1398 - 12:25
سدا نام دیگر جلیل است.
شوقی زنی عامی است که داستان از منظر او روایت می‌شود و با اندکی تسامح می‌توان زاویه دید را «من راوی ساده‌لوح» درنظر گرفت. چون براساس تعاریفی که از این زاویه دید وجود دارد «من راوی ساده‌لوح» به راوی‌ای اطلاق می‌شود که مانند شوقی، درک کودکانه‌ای از محیط پیرامون خود دارد.
دوشنبه، 27 خرداد 1398 - 08:10