جمعه، 24 مرداد 1399

مقالات

سدا

روایت زنی غرق در سادگی و پاکی!
چرا تمام شخصیت های این کتاب خوبند؟ چرا اگرخواهرشوهرهای شوقی خانم انقدر مهربانند، گذاشت شان و رفت؟ چرا تمام موقعیت های داستان که می توانند نقطه عطفی در روایت باشند و خواننده را اندکی به خواندن داستان ترغیب کنند، زود ختم به خیر می شوند؟
ﺳﻪشنبه، 02 مهر 1398 - 14:39
این‌رمان را یک‌مرد نمی‌تواند بنویسد!
فمینیست‌ها را ول کنید! نه حرف تازه‌ای داریم که درباره‌شان بزنیم و نه سرمان برای جروبحث‌های بی‌حاصل درد می‌کند. تا به حال اما با خودتان فکر کرده‌اید دنیایی که مردها در آن نباشند، چه شکلی می‌شود؟ نه این‌که در کل نباشند ها! باشند، اما جایی دور از زن‌ها، جدا از زن‌ها و بی‌ارتباط با زن‌ها؛ چیزی در مایه‌ه...
دوشنبه، 14 مرداد 1398 - 12:15
سدا؛ روایت «شوقی» مادرانه
مفهوم جدی دیگری که در این رمان باید مورد توجه قرار گیرد مفهوم خانه است. شوقی با از دست دادن خانه‌اش که مسکن و پناهگاهش بود مانند پری سبک در این عالم رها می‌شود. او هر چند توانمندی‌های زنان امروزی را ندارد و زنی خانه‌دار محسوب می‌شود اما تلاش می‌کند برای رسیدن به نقطه اتکای مطمئن و آرام گرفتن.
یکشنبه، 13 مرداد 1398 - 10:28
سدا نام دیگر جلیل است.
شوقی زنی عامی است که داستان از منظر او روایت می‌شود و با اندکی تسامح می‌توان زاویه دید را «من راوی ساده‌لوح» درنظر گرفت. چون براساس تعاریفی که از این زاویه دید وجود دارد «من راوی ساده‌لوح» به راوی‌ای اطلاق می‌شود که مانند شوقی، درک کودکانه‌ای از محیط پیرامون خود دارد.
دوشنبه، 27 خرداد 1398 - 08:10
قهرمانِ نگرانی!
این زن چونان یک جنگجو وارد کارزار کسب درآمد نشده است؛ هرچند جامعه در نسبت با پول و منفعت دست‌ِکمی از میدان جنگ ندارد، اما او هنوز هم زن است و دلسوزانه با همه‌چیز برخورد می‌کند. او نگران انسان‌هاست؛ نمی‌تواند همه‌چیز را در معادلات منفعت و قدرت خلاصه کند، هرچند همین معادلات خودش و خانواده‌اش را در لبۀ...
پنجشنبه، 26 اردیبهشت 1398 - 16:18
وقتی پای یک «مادر» در میان است!
خوشبختانه خانم پری رضوی اصلاً قصد گره انداختن و ماجرایی کردن داستان را ندارد و یک‌راست و خیلی زود می‌رود سر اصل مطلب و هر کجا سؤال و ابهامی ایجاد پیش می‌آید، آن را برطرف می‌کند؛ اما از آنجا که ایشان سابقۀ قصه‌گویی برای کودکان و تدریس داشته‌اند، به کمک لحنی زنانه و بی‌شیله‌پیله به‌خوبی مخاطب را همراه...
یکشنبه، 22 اردیبهشت 1398 - 17:20
داستان سفر قهرمانانهء یک زن!
"همیشه در خلوت، یک در یک سرانجام می­شود دو." این عبارتی است که نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت در تشریح وضعیت انسان در خلوت بیان می­کند. آنچه که مشخص است در وضعیت خلوت آدمی مجال رو در رویی بیشتری با خودش پیدا می­کند و این رودررویی جنبه­های مختلفی از وجود آدمی که پیش از خلوت مجال آشکارگی نداشت، مجال بروز...
شنبه، 21 اردیبهشت 1398 - 16:45