سه شنبه، 8 مهر 1399

همه مطالب

مقالات

(آرشیو ماه مهر 1398)

نزاع دو اسلام در صدر اسلام
انسان ایرانی ذاتاً یک انسان مذهبی است ولو اینکه به مناسک شرعی هم مقید نباشد اما در نهادش اسلام و شریعت را دوست دارد. در تاریخ تحولات ایران مذهب پررنگ‌ترین نقش را داشته و هر کس خواسته در ایران یک امری را پیش ببرد، مهم‌ترین مولفه‌اش مذهب بوده است (چه بخواهد استفاده خوب کند، مثل انقلاب اسلامی، چه استفا...
یکشنبه، 28 مهر 1398 - 11:25
آن وقت که مرگ در می زند!
در این رمان سعی شده به تقدس زندگی اشاره شود. احترام به زندگی، به زندگان، به آن چه حی است و سهمی از حیات دارد، همانطور که به حق حیوانات هم پرداخته شده. مانند لاک‌پشتی که ننه‌منظر به خاطر اگزمای پوستی‌اش باید دستش را ببرد داخل لاکش. اما به این کار رضا نمی‌دهد. یا خود میثاق که بعد از کشتن سار دلش نمی‌آ...
شنبه، 20 مهر 1398 - 17:10
تاریخ، حکمت و کلام سه وجه مهم رمان «پس از بیست سال»
وحید یامین پور ابتدا بابت نوشتن این رمان به سلمان کدیور تبریک گفت و افزود: این رمان حجیم، این قدرت را دارد که خواننده را پای خواندنش نگه دارد. وی افزود: اولین نکته‌ای که باید در مورد این کتاب بگویم، این است که این کتاب، صرفا یک رمان تاریخی نیست، و واجد مباحث حکمی در حوزه انسان شناسی ست و این مسئل...
پنجشنبه، 18 مهر 1398 - 13:49
«پس از بیست سال»؛ روایتی تازه از مذهب علیه مذهب!
پس از بیست سال شرح روایی شخصیتی به نام «سلیم بن هشام» است که بعنوان آقازاده ای مشهور و معتبر در جوار معاویه زیست میکند و کنجکاو «عدالتخواهی» ابوذر میگردد و همین نهیبها به روند اتفاقات جاری در داستان کمک میکند. نقش کلیدی ابوذر در چنین فضایی باعث میگردد تا عمده حوادث آن برهه از...
ﺳﻪشنبه، 16 مهر 1398 - 15:58
«رویای فالاچی» روی میز نقد می‌رود!
در این نشست که #سمیه_سیدیان و #مهدی_زارع در جایگاه منتقد حضور خواهندداشت رمان #رویای_فالاچی نخستین اثر #فرشته_اثنی_عشری نقد و بررسی خواهدشد.
دوشنبه، 08 مهر 1398 - 19:16
شجاعت، تمرین نوِ منتقدینِ پس از بیست سال  
سلمان کدیور در خلق رمانی مربوط به تاریخ صدر اسلام، شجاعتی به خرج داده که در کارهای پیش از او، بدین صورت دیده نشده بود. این شجاعت صرفا کنار گذاشتن ترسِ پرداختن به شخصیت هایی چون ابوذر و نقد دین شناسان آن زمان نیست، بلکه صفتی برای فهم تاریخ است. نویسنده در رفتن به سوی خود تاریخ شجاعت به خرج داده و خود...
پنجشنبه، 04 مهر 1398 - 17:07
روایت زنی غرق در سادگی و پاکی!
چرا تمام شخصیت های این کتاب خوبند؟ چرا اگرخواهرشوهرهای شوقی خانم انقدر مهربانند، گذاشت شان و رفت؟ چرا تمام موقعیت های داستان که می توانند نقطه عطفی در روایت باشند و خواننده را اندکی به خواندن داستان ترغیب کنند، زود ختم به خیر می شوند؟
ﺳﻪشنبه، 02 مهر 1398 - 14:39

جستجو