دوشنبه، 7 مهر 1399

همه مطالب

مقالات

(آرشیو ماه شهریور 1398)

اندر احوالات یک دانشگاه!
«رویای فالاچی» انتقادی است به یک سیستم آموزشی ناکارآمد که دانشجویانش را عقیم می‌گذارد و از شکستن حریم شخصی به واسطه فضای مجازی حرف می‌زند. و یک سوال مهم، برای رسیدن به رویاهایمان چقدر حاضریم دیگران را بازیچه قرار دهیم؟ فرقی نمی‌کند هاله باشیم یا استاد ستاری. اخلاق کجای زندگی‌مان است؟ ...
یکشنبه، 31 شهریور 1398 - 14:59
علی(ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول*
پس از بیست سال به خوبی و کاملاً دقیق نشان می‌دهد که انحراف از حق با زاویه‌ای میلیمتری آغاز می‌شود، مانند آنچه در سقیفه اتفاق افتاد و با گذشت زمان زاویه بیشتر می‌شود؛ چنان‌که در جمل و صفین اتفاق افتاد و با گذشت زمان حقیقت چنان قلب می‌شود که 50 سال پس از رحلت آخرین فرستاده خداوند، فرزندش را در بیابانی...
ﺳﻪشنبه، 26 شهریور 1398 - 15:32
وقتی «نقش‌آفرینی اجتماعی» گره‌های کور شرعی را باز می‌کند!
چالش دینی مهمی در رمان وجود دارد که مانع بزرگی بر سر پیوند «رام» به عنوان فرزند یک روحانی مندایی با «حلیمه» یک دختر عرب مسلمان می‌شود. تنها راه حلی که برای وصال این دو جوان وجود دارد خارج شدن یکی از دین و ورود به دین دیگری است. این راه بر هردوی آنان بسته است. پس آنچه درموردشا...
یکشنبه، 24 شهریور 1398 - 10:57
واقعاً‌ در چنین دنیایی زندگی می‌کنیم؟
رمان رویای فالاچی، نظریه گلوله جادویی را از تاریخ بیرون کشیده و در دنیای خود پیاده کرده است. دنیایی که در آن، «هویت» هدف اصلی این گلوله جادویی قرار گرفته است که از اسلحه تلگرام بیرون آمده. نویسنده سعی کرده بحران هویت را از دریچه‌های مختلف نگاه کند و درباره هر نمود آن، حرفی بزند: کسب هویت...
یکشنبه، 24 شهریور 1398 - 10:46
"تحریر دیوانگی"، روایت غریبگی انسان مدرن
اگر بخواهیم بار دیگر با نگاهی جامعه شناختی تیپ "انسان مدرن" در جامعه امروز را تبیین کنیم و با اول شخص داستان هم‌ذات‌پنداری داشته باشیم، لازم نیست یک خانه‌به‌دوش تنهای زخم خورده باشیم، انسان مدرن، خود حامل چنین احساس و حالتی‌ست؛ کلافگی مداوم و درگیر تردیدهای بسیاری بودن و هر لحظه با خود اند...
شنبه، 23 شهریور 1398 - 18:13
تحریر دیوانگی ما
مهدی زارع برای مرگ و زندگی و خوشبختی و... تعریف و ایده‌ای خاص دارد که آن را در لابه‌لای داستانش منتقل می‌کند و عموما کاراکترها و اشیا و هر آن چیز که در داستان آمده نمادی هستند برای انتقال مفاهیم و جهان‌بینی نویسنده. مثلاً مرد سمسار و شخصیت اصلی گویا دو لبه از یک انسان هستند. نمادی از انسان که زمین و...
شنبه، 09 شهریور 1398 - 09:56
اگر من توی اون شرایط بودم پای امامم می ایستادم یا نه؟!
لحظاتی که با این کتاب سپری کردم یکی از بهترین لحظات عمرم بود....بار ها بین صفحات این کتاب اشک ریختم و بار ها به وجد اومدم...فوق العاده بود....تصویر سازی بسیار زیبا از دوران معاویه در شام و قتل عثمان و حکومت امیرالمومنین و جنگ های جمل و صفین و سیمای خوارج و ترسیم شرایط سیاسی اجتماعی حاکم بر اون دوران...
پنجشنبه، 07 شهریور 1398 - 17:29
یک عاشقانه‌ی بلند
«ضعیت بی‌عاری» تلاش‌های زنی‌ست تا از فرزندانش در برابر هر آن چه که قرار است آرامش‌شان را به هم بزند محافظت کند. زنی که بعد از ناپدید شدن رام به دیوانگی در شهر شهره می‌شود و می خواهد خلیل و جلیل را تنها برای خودش و در آغوش امنش نگه دارد. اما آیا می‌تواند؟
یکشنبه، 03 شهریور 1398 - 11:28

جستجو