دات نت نیوک
چهارشنبه، 9 بهمن 1398

همه مطالب

مقالات

وضعیت بی‌عاری» روایتی اسطوره‌ای از سرگشتگی و عشق است.

وضعیت بی‌عاری» روایتی اسطوره‌ای از سرگشتگی و عشق است.

حامد جلالی می‌گوید رمان وضعیت بی‌عاری اثری اسطوره‌ای و با موضوع سرگشتگی دو عاشق است که سعی کرده مفهومی تازه و جذاب از دفاع مقدس را نیز در خود بگنجاند.

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «وضعیت بی‌عاری» اثر حامد جلالی یکی از نامزدهای بخش رمان دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد است. این رمان از تولیدات مدرسه رمان موسسه فرهنگی شهرستان ادب به شمار می‌رود که در زمستان سال گذشته روانه بازار کتاب شده است.

انتخاب این کتاب به عنوان نامزد این جایزه با توجه به مضمون آن و شخصیت‌های به کار رفته در آن مورد توجه ویژه‌ای از سوی مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است به همین دلیل از نویسنده این رمان درباره نگاه خاص حاکم بر این اثر سوالاتی پرسیدیم.

حامد جلالی درباره علت توجه به اقلیت صابئین مندایی در این رمان عنوان کرد: من موقعی خیالم برای پرداختن به این افراد راحت شد که شنیدم و دیدم که مقام معظم رهبری به عنوان یک مرجع تقلید بزرگ در یکی از جلسات درس خارج خود درباره این اقلیت عنوان کردند که آنها در زمره اهل کتاب هستند. وقتی ایشان چنین تعبیر به کار می‌برند و با توجه به اینکه در چهار نوبت در قرآن کریم نیز از این قوم یاد شده است من با خیال راحت درباره آنها به نگارش داستانم پرداختم. فکر نمی‌کنم نوشتن درباره اقلیت‌های دینی هم در ایران مساله‌ای داشته باشد.

وی درباره ویژگی‌خاص قهرمانان این رمان نیز اینگونه توضیح داد: این رمان دو قهرمان دارد. یک دختر نوجوان مسلمان و یک پسر نوجوان از صابئین. این دو دلداده هم می‌شوند و با هم عقد می‌کنند. رابطه آنها با هم در نهایت منجر به یک سرگردانی عظیم در زندگی آنها می‌شود که هیچ گاه نیز آنها را رها نمی‌کند. در پایان نیز دختر به عنوان مادر فرزندش را در جنگ از دست می‌دهد، یعنی ثمره زندگی‌اش را در دفاع از خاکی از دست می‌دهد که هیچگاه او را به خاطر عشقش به پسر در خود نپذیرفت. من فکر می‌کنم جدای از نمایش جذابی که برای بیان مفهوم دفاع مقدس در کتاب رخ داده است ما با نوعی روایت اسطوره‌ای در کار نیز روبروییم.

جلالی ادامه داد: آدم و حوا وقتی سیب را از درخت چیدند از بهشت رانده شدند. پسر و دختر داستان من نیز در رویکردی استعاری اسطوره‌ای  به دلیل مخالفت خانواده اما به خاطر عشقشان به هم ناچار می‌شوند به اصطلاح سیب ممنوعه را از درخت بچینند. آنها با اینکار سرگشته خوزستان می‌شوند و بلاهایی زیادی بر سرشان می‌آید. به روایت داستان هیچ سرزمینی بیشتر از یک هفته پذیرای آنها نمی‌شود. این نوعی عینیت دادن به یک اسطوره مذهبی و دینی است و البته روی خوش ندیدنشان در تمام داستان نیز پیامی دارد. به نظر من باید به من نویسنده تبریک بگویند که چنین دیدی را خلق کردم. این اثر در واقع رمانی درباره عشق و سرگشتگی است.

این نویسنده در ادامه درباره حسش در زمینه جایزه جلال نیز گفت: من برای نوشتن وضعیت بی‌عاری ۱۴ ماه زحمت کشیدم. بارها سفر کردم، مصاحبه گرفتم. فیلم ضبط کردم و خوشحالم که ویراستار کتاب مرحوم حسین جلال‌پور وقتی اثر را خواند فکر کرد من خوزستانی هستم. این یعنی اینکه رمان توانسته بود از عهده شخصیت پردازی بر آید. برای من اینکه تحقیقاتم و زحمتی که برای نگارش این کتاب کشیده شده، دیده شود کافی است و درباره بیشتر از این فکر نکرده‌ام.  


  • وضعیت بی‌عاری» روایتی اسطوره‌ای از سرگشتگی و عشق است.


ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.